سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

49

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

متعال فرمايد وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ « 1 » . عوض آنكه از روى علم و انصاف تصديق كنند كه اين عقيدهء محمّدى است طبق صراحت قرآن مجيد روى غرض‌رانى و تعصّب جاهلانه يك رجل موحّد كامل مانند ابى ذرّ غفارى را سست عقيده و فريب‌خوردهء عبد اللّه بن سباء ملعون قرار دهند و بجامعه عوام او را مزدكى و اشتراكى معرفى نمايند . و حال آنكه ديگران از اكابر علماى عامه نوشته‌اند ابى ذرّ فقط همين آيه را بر اهل شام قرائت مينموده . واى بر احمد امين از آن روزى كه محكمه عدل الهى تشكيل گردد ( اگر معتقد به آن روز باشد ) و در مقابل خود پير مرد نود سالهء مؤمن موحد از اصحاب خاص و محبوب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ببيند نميدانم از اين تهمتى كه زده چه جواب خواهد داد . واقعا جاى تعجب است كه اين اشخاص از طرفى انتقاد از شيعه مينمايند كه چرا بر بعضى از اصحاب پيغمبر خورده‌گيرى مينمايند . و انتقاد ميكنند و حديث اصحابى كالنجوم را برخ ما ميكشند كه نبايد

--> ( 1 ) آنان كه جمع و ذخيره ميكنند طلا و نقره را و انفاق نميكنند در راه خدا پس بشارت ده آنها را بعذابى دردناك در آن روزى كه گرم كرده و گداخته شود در آتش دوزخ پس داغ كرده شود به آن طلا و نقره‌هاى گداخته پيشانيها و پهلوها و پشتهاى ايشان ( و گويند ) اينست آنچه جمع و ذخيره نهاده بوديد براى خودتان - و آنچه در اخبار و تفاسير فريقين رسيده مخصوصا اكابر علماى عامه مانند امام فخر رازى در تفسير مفاتيح الغيب و ديگران ذيل اين آيه شريفه قضيه را نقل مينمايد آنست كه ابى ذر غفارى در شامات مقابل متمولين همين آيه مذكوره را ميخوانده چون با معاويه اختلاف عقيده پيدا نموده و گفتار ابى ذر بر خلاف ميل و سياست حكومت او بود و زير بار ميل او هم نميرفت لذا سعايت نامه براى عثمان نوشت و امر را بر خلاف جلوه داد فلذا امريه عثمان صادر شد ابى ذر را بطريقى كه در ص 436 همين كتاب نوشته شده بمدينه آوردند و از آنجا بربذه تبعيد نمودند - چنانچه در خبر زيد بن وهب كه عموم مفسرين فريقين حتى امام فخر رازى هم نقل نموده اين قضيه واضح و آشكار است كه ابى ذر بر اهل شام آيه زكات را قرائت نمود ( نه دعوت بمسلك اشتراكى ) منتهى معاويه ميگفت اين آيه درباره اهل كتابست ابى ذر ميفرمود درباره آنها و ما وارد آمده معاويه از اين گفتار رنجيده و متوحش شد و براى او پاپوشى ساخت كه منجر بمرگ او گرديد . و هيچ يك از علماى عامه چنين نسبتى را كه احمد امين به آن مرد پاك موحد داده نداده‌اند بلكه بر خلاف اين عقيده حقايقى نوشته‌اند كه ابى ذر بواسطهء قرائت آيات قرآن مردم را امر باجراى احكام اسلام مىنموده كه از جمله اداى زكات بود .